بوانا اموزش اخلاقی داستان نوجوانان داستان کوتاه

بوانا: اموزش اخلاقی داستان نوجوانان داستان کوتاه انتشار کتاب مسافران زمان رفیع افتخار

گت بلاگز اخبار حوادث کشتن فرزند قبل از سفر به آلمان

شُرشُر عرق از سر و صورتم می‌چکید و خون جلوی چشمانم را گرفته بود، شاهین مجدداً به من فحاشی کرد، من نیز دستمال پارچه‌ای برداشته و دور گردن شاهین انداختم و … تص

کشتن فرزند قبل از سفر به آلمان

کشتن فرزند قبل از سفر به آلمان

عبارات مهم : آلمان

شُرشُر عرق از سر و صورتم می چکید و خون جلوی چشمانم را گرفته بود، شاهین مجدداً به من فحاشی کرد، من نیز دستمال پارچه ای برداشته و دور گردن شاهین انداختم و …

تصویر کشتن فرزند قبل از سفر به آلمان

به گزارش تسنیم، بعدازظهر چهار مرداد ماه جاری پیرزنی با حضور در کلانتری 119 مهرآباد اعلام کرد پسرش نوید، نوه اش را به قتل رسانده و اکنون در منزلشان به سر می برد که به سرعت تیمی از مأموران انتظامی جهت بررسی صحت و سقم ماجرا در منزل نوید واقع در خیابان شمشیری حضور پیدا کرده و با جسد بی جان پسر نوید مواجه شدند.

کشتن فرزند قبل از سفر به آلمان

دقایقی بعد از این ماجرا، مراتب به سجاد منافی آذر؛ بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد که بازپرس امور جنایی پایتخت کشور عزیزمان ایران به همراه اکیپ تشخیص هویت آگاهی در صحنه جرم حاضر شده است و مشغول تحقیقات راجع به این پرونده شدند همچنین صحنه جرم با حضور نوید بازسازی شد و بازپرس پرونده دستور بازداشت نوید را صادر کرد.

نوید که پیش از ظهر امروز به شعبه سوم دادسرای امور جنایی پایتخت کشور عزیزمان ایران تهران انتقال یافته شده است بود راجع به شرح قتل پسرش شاهین به بازپرس گفت: شاهین 21 سال سن داشت و پسری بیش فعال بود، مدام با مادرش و دختر دوازده ساله ام درگیر می شد، آنها را کتک می زد و ترساندن به قتل کرده بود، شاهین پرسشها معنوی و روانی داشت و چندین بار در بیمارستان های متفاوت مانند بعثت و روزبه خوابیدن شده است بود، آخرین بار که شاهین در بیمارستان روزبه خوابیدن شده است بود، دکترش گفت حتماً باید خوابیدن بماند و تحت نظر قرار بگیرد وگرنه ممکن است کاری کند که باعث پیشمانی شود.

شُرشُر عرق از سر و صورتم می‌چکید و خون جلوی چشمانم را گرفته بود، شاهین مجدداً به من فحاشی کرد، من نیز دستمال پارچه‌ای برداشته و دور گردن شاهین انداختم و … تص

وی افزود: به خاطر اصرارهای فراوانی که شاهین می کرد او را از بیمارستان ترخیص کردیم، شاهین قول داد که داروهایش را به موقع مصرف کند ولی بعد از چند روز، تمامی داروها را در دستشویی ریخت، قرار بود شاهین را به آلمان بفرستم، شاهین می گفت دوست دارد به خارج از کشور برود و می گفت هیچ کس را قبول ندارد، شاهین یک چاقو با دسته بلند در زیر تختش نگه داری می کرد و به علت عدم تأمین امنیت جانی، همسر و دخترم را به منزل مادر همسرم فرستادم.

نوید راجع به نحوه قتل شاهین به بازپرس گفت: ظهر روز وقوع اتفاق به منزل رفتم که شاهین از من پرسید کارهای پرواز و خروجش از کشور به کجا رسید که من به وی گفتم کارهایت چند روز عقب افتاده و همین جمله من باعث خشم شاهین شد و وی شروع به شکستن وسایل منزل کرد، من جهت خواندن نماز به اتاق رفتم، نماز ظهر را خوانده بودم که شاهین بالای سر من آمد و فحاشی کرد، من به شاهین گفتم پیگیر کارت هستم ولی وی دوباره فحاشی و شکستن وسیله ها را ادامه داد و حتی میز عسلی را شکست، در این لحظات به سمت وی در آشپزخانه رفتم و گفتم اعصابم را برهم زدی، خفه ات می کنم و از شاهین خواستم منزل را ترک کند.

نوید افزود: شُرشُر عرق از سر و صورتم می چکید و خون جلوی چشمانم را گرفته بود که شاهین مجدداً به من فحاشی کرد و درب منزل را به بدنم کوبید من نیز دستمال پارچه ای برداشته و دور گردن شاهین انداختم، قصد داشتم او را از خودم دور کنم که ناگهان متوجه شدم نفس نمی کشد، ابتدا گمان کردم دارد نقش بازی می کند ولی دیدم واقعاً کبود شده است و جان خودش را از دست داده هست، من به هیچ وجه قصد کشتن پسرم را نداشتم.

کشتن فرزند قبل از سفر به آلمان

مادر شاهین نیز که در جلسه بازپرسی حضور داشت در اظهاراتش به بازپرس گفت: شاهین از همان بچگی اش شیطنت زیادی داشت و بیش فعال بود، او مدام من و دخترم را می زد و چندین بار بدنم را کبود کرده بود، شاهین تحت نظر روانپزشک بود و حتی زمانیکه سربازی رفته بود می درخواست کردند به وی کارت قرمز بدهند ولی پدرش با اصرار فراون مانع این اتفاق شد، من پسرم را از دست دادم و نمی خواهم شوهرم را از دست بدهم، اکنون نیز از شوهرم شکایتی ندارم و می خواهم به زندگی بازگردد.

پس از این اظهارات، سجاد منافی آذر؛ بازپرس امور جنایی پایتخت کشور عزیزمان ایران متهم را در اختیار مأموران اداره آگاهی قرار داد همچنین تحقیقات راجع به این پرونده ادامه دارد.

شُرشُر عرق از سر و صورتم می‌چکید و خون جلوی چشمانم را گرفته بود، شاهین مجدداً به من فحاشی کرد، من نیز دستمال پارچه‌ای برداشته و دور گردن شاهین انداختم و … تص

واژه های کلیدی: آلمان | فرزند | پرونده | بیمارستان | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs